محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
86
خلاصة الحكمة ( فارسى )
يا با شعور است يا بى شعور : و اوّل را « قوّه نفسانيه » نامند و حسّ و حركت و ادراك صوَر و معانى ، همه متعلّق به اوست و مبدأ و مصدر ظهور و صدور افعالِ آن ، دماغ است كه از اعضاء مركبّه است . و آلت و خادم آن ، اعصاباند كه از اعضاء مفردهاند . و دوم كه بى « 1 » شعور است : يا مختصّ به حيوانست ؛ و يا مختصّ به آن نيست ؛ بلكه نبات را نيز شامل است و به وجهى جمادات را و ليكن در كمال ضعف و نقصان ؛ به حدّى كه اكثرى انكار آن نمودهاند : اوّل را كه مختصّ به حيوان است ، « قوّهء حيوانيه » نامند و حياتِ جميع بدن تعلّق بدان دارد . و مبدأ و مصدر ظهور و صدور افعال آن ، قلب است كه از اعضاء مركّبه است . و آلت و خادم آن ، شرائين [ است ] كه از اعضاء مفردهاند . و دوم را كه مختصّ به حيوان نيست ، « قوّهء طبيعيه » گويند . و امرِ تنميه و تغذيه و بدل ما يتحلّلِ جميع بدن ، بدان تعلّق دارد . و مبدأ و مصدرِ ظهور و صدور افعال آن ، كبد است كه از اعضاء مركّبه است . و آلت و خادم آن ، « اورَدهاند » كه از اعضاء مفردهاند . بدين بيان ، تعريف هر يك از آن سه قوّه ظاهر گشت كه : قوّه نفسانيه : قوّهاى است در بدن كه منشأ و مبدأ و باعث ظهور و صدور حسّ و حركت جميع بدن و ادراك صور و معانى است . و قوّهء حيوانيه : قوّهاى است كه منشأ و مبدأ و باعث حيات كلّ بدن است . و قوّهء طبيعيه : قوّهاى است كه مبدأ و منشأ تغذيه و تنميه و تهيه و ايصالِ بدل ما يتحلّل كل اعضاست . امّا به جهت بقاء نوع باشخص ، به همان سه قوّه است با « قوّهء مولّدهء مادّهء » آن و قوّه « مُصَدِّرهء » آن . و مبدأ و منشأ آن ، انثَيان مرد و زن و اجتماع و تركيب آن هر دو باهم در رحم . [ فايده ] : و حكيم فاضل - « ارسطاطاليس » - قوّهء حيوانيه را مقدّم و اصل و مبدأ آن دو قوّهء ديگر مىداند ؛ به جهت شرافت حيات و آن كه تا حيات نباشد ، هيچ امر ديگر نخواهد
--> ( 1 ) . الف : پى .